ولی با مقایسشون میتونم بفهمم حداقل نوجوانی قشنگی داشتم و خوشحال بودم اون روزهایی که تو دوره راهنمایی بودم.
از اردوی توچال مدرسه مینوشتم و از امتحانایی که کنسل میشد،از آهنگ جدید وان دایرکشن مینوشتم و از قسمت جدید ومپایر دایریز.
نه خبری از این آدم بدون پشتکار و بی انگیزه بود، و نه خبری از این weirdo عه جامعه گریز.
جامعه گریز به نظر خیلی کول میادا،ولی الان نه واقعن دیگه.خیلی راضی کننده نیست که نتونی مثل آدم ارتباط برقرار کنی و آدمارو تو زندگیت نگه داری بعدم بندازیش تقصیر جامعه گریز بودنت.
شاید اگه کوچیک تر بودم خیلیم حال میکردم با جامعه گریز بودنم.چون همه مون تو دوره تینیجریمون به نوعی عنتلکت بودیم و جاهل. من که خودم از اونایی بودم که بیماری روانی داشتن رو کول میدونستن و پیکسل ”من پارانویا دارم“ میزدم به کیفم.
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی