چند روز که از خونه بیرون نرم این زندگی خیالی محاصره ام میکنه و بعد به خودم میام و می بینم تو زندگی واقعیم عملا هیچ چیز ندارم.
هرشب با خیالبافی خوابم میبره و بعضی صبحا هم باز با خیالبافی بیدار میشم.
اصن من برای چی دارم زندگی میکنم ؟تنها چیزی که میدونم اینه که قدرت از بین بردن خودمو ندارم و برای همین دارم روزها رو میگذرونم.
تمام پشتکار و اشتیاقم از بین رفته و دارم تو گه غرق میشم.
پ.ن:چیزهایی که ی دوران شدیدن میخواستیشون،تبدیل میشن به روزمرگی.ی روزمرگی حال به هم زن که هیچ اشتیاقی براش نداری.
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی