خرید بک لینک

درباره سایت

bad days?

امکانات وب

من برای خودم این سال جدید و سالی تصور میکردم که قراره آدمای جدید به زندگیم اضافه بکنه.آدم هایی که بودنشون بهم جرئت بده تا آدمای قبل رو بذارم کنار.

چرا آدمای قبل رو بذارم کنار؟ چون اگه بخوام ساده بگم خیلی خسته ام کردن.و خب این که من تو زندگیاشون کمرنگ و بی اهمیت شدم و چرا اونا هنوز باید پر اهمیت باشن؟و خب به نظرم آدمایی که حوصله شون رو نداری و دیگه باهاشون بهت خوش نمیگذره لزومی نداره تو زندگی آدم باقی بمونن.

اینجا باید بگم که من تنوع طلب نیستم که اطرافیانم بعد ی مدت دلمو بزنن و هوس آدمای جدید کنم.ولی خب متنفرم از اینکه میبینم آدمای دورم چقدر سریع عوض میشن هرسری که تو ی جمع جدید قرار میگیرن و گه میشن و همه چی یادشون میره.

میدونم الان خیلی خیلی زوده برای اینکه بخوام چسناله بکنم راجب اینکه چقدر امسال تونستم به خواسته ام نزدیک بشم، ولی خب واقعن تنهام.خیلی تنها. تنهایی اشک آدمو در میاره.مگر اینکه آدمی باشین که با تنهایی حال کنین و خب منم تا حدودی اوکی ام با تنهایی. اما تنهایی که خودت بخوای باشه.ینی مثلن تصمیم بگیری ی مدت و تو تنهایی بگذرونی.

و خب آخر این ماه تولدمه و من هیچ پلنی براش ندارم و میدونم هیچ انسانی ام نیست که پلنی برام داشته باشه و خب مهم نیست. ولی من متنفرم که روز تولدمو تو تنهایی بگذرونم و حتی میترسونتم این قضیه. ی جوری که مثلن مجبورم میکنه برم به ی آدم رندوم تو خیابون بگم : هی امروز تولد منه میای باهام وقت بگذرونی؟

چندشب پیش داشتم فکر میکردم من همیشه ی سری چیزا تو ذهنمه که تو ایده آل ترین حالت دلم میخواد این اتفاقا بیوفتن. و خب هرسال داره بدتر میشه وقتی این اتفاقاتی که تو ذهنم میخوام که بیوفته و با واقعیت مقایسه میکنم و گه توش که هیچی اون طوری که میخوام پیش نمیره.

بعد رفتم تو توییتر گفتم که احتیاج به آدم های جدید دارم و چندتا آدمی که صرفن حوصله شون سر رفته بوده اومدن و گفتن مام همینطور پس بیا دوس شیم.ولی خب بخدا که من اینو نمیخوام.

میدونی چی میخوام؟ اینکه تو ی محیط جدید قرار بگیرم و اون محیط جدید آدمای خوبی رو وارد زندگیم کنه.

آدمایی که فرای فیلم و آهنگ صحبت کنیم با هم و حوصله همو سر نبریم.

برچسب: نویسنده: پارسا کاشانی تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 4:35

صفحه بندی