کاش امشب قلبم از حرکت وایسه جدی.تموم بشه. من شهامت هیچی رو تو زندگیم ندارم و حالا که اینجوره؛ای کاش همه چی تموم بشه توهمین امشب.مثلن دیگه مجرای تنفسیمکار نکنه شب موقع خواب، یا قلبم یهو از کار بیوفته.
که بعدش با عذاب وجدان و احساس گناه زندگی نکنم.
و هیچ حرفی رو واقعی تر از این نزده بودم تا به حال.
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
امشب به آدمایی که خواب های لینچی وار میبینن حسودیم میشه.
من چرا خواب های لینچی نمیبینم؟
آخه چندین ماهه که اسیر لینچ شدم.
کل تابستونی که گذشت داشتم فیلمای لینچ و تویین پیکس رو میدیدم و صید ماهی بزرگ رو میخوندم و تازه خیلیم راضیم.
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
اینسکیوریتی نمیذاره که همینجوری نوشته هام رو بدون رمز پست کنم.
احساس میکنم همش که ی آشنا ی گوشه نشسته داره میخونه اینارو.
پ.ن:آیا چیزها همونقدر که ما فکر میکنیم پیچیده ان؟
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
که البته کاش میشد.
به جای اینکه هرچی بزرگ تر میشم ترسام از چیزای مختلفی -مثلا دندون پزشکی- کمتر و کمرنگ تر بشه،بیشتر و پررنگ تر میشه.
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
نگفتنشون هم مارو خفه میکنه و هم اینکه ممکنه طرف مقابل نیاز داشته باشه به شنیدن اون حرف ها.
الان من خفه شدم از حجم حرف های نزده و چیزهایی که تابحال نشنیدم.
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشانی